خرید بک لینک

درباره سایت

19/3/96

امکانات وب

22/10/98بعضی وقتا با خودم فکر میکنم تعریف ازادی از نظر من چیه ؟؟؟هی بقیه میگن ازادی نداریم نداریم یعنی چی ....من همین الانشم ازادم ،ازادم مهربورزم ،خوشحال باشم با چیزایی که دارم و قراره اینده داشته باشم ،ازاد

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 7:21

وامان از اون چیزایی که دیدنشون مثه خار تو چشمن....

خدایا میبینی دیگه ....خودت خوب کن این حالو جز تو کی میتونه اخه.....

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 7:21

خداجونم رگ گردن و بیخیال میشه بغلم کنی....

میشه یه بارم واس ما بشه ?!

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 7:21

3/11/98 میگه خاله کاش تو هم تو هواپیما اوکراینی بودی...میگم چرا?...میگه اخه نخست وزیر کانادا زنگ زده به خونواده هاشون گفته میتونین بیاین کانادا واس همیشه ،اونوقت تو بودی به ما میگفت من بامامانجون واغاجون میر

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 7:21

منم و بازم این دلتنگی...یه نگاه فقط به این دل بیقرار

داشته باش....همین وبس!!

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 7:21

7/11/98بچه های کلاس دبیرستانمون یه گروه زدن منم اد کردن ...از صبح تا حالا دارن فک میزنن ...کاش میشد لفتتتت داد ....من حوصله دیدنتونم ندارم بس چس میکنین خودتونو اونوقت تو گروهتونم بمونم ...ای خدااااا....اسیر

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 7:21

یه مدته این احساس ترس به اینده و همه چی دارم احساس پوچی ،احساس اینکه نکنه اونی که میخاستم نباشه اینده ام نکنه ...نکنه منم زندگیم بشه مثل بقیه اطرافیانم....الان که دارم فکر میکنم انگار از اولش هم هیچ ه

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 7:21

من نمیدونم کی قراره مردم دست از دخالت و فضول توی زندگی بقیه بردارن ،اقا من نخوام شما نصیحت کنی وخوب منو بخوای باید کی رو ببینم اصن به تو چه که چرا جواب من به فلانی نه هستش ،انگار اونا میخوان باهاش زند

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 7:21

شاید مسخره باشه ولی من امشب وقتی فهمیدم گل بنفشه ام خشک شدهو هیچ کاری نمتونم براش بکنم،گریه کردم دلم میخواست زار بزنم ....گل نازم...چرا نمتونم براش کاری کنم..چطور باید دل بکنم و بندازمش دور ....

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 7:21

شبم از بی ستارگی : شب گوردر دلم گرمی ِ ستاره ی دورآذرخشم َگهی نشانه گرفتَگه تگرگم به تازیانه گرفتبر سرم آشیانه بست کلاغآسمان ،تیره گشت چون َپر ِ زاغمرغ ِ شبخوان که با دلم می خواندرفت و این آشیانه خالی

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 7:21

صفحه بندی